متن دلخواه شما
salamatiirani
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 22:30 | بازدید : 209 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

تزیین سفره عقد

تزیین وسایل سفره عقد

بیشتر بخوانید:

سفره عقد

تزیین وسایل سفره عقد

آموزش تزیین وسایل سفره عقد,وسایل سفره عقد,تزیین سبزی سفره عقد

آموزش تزیین وسایل سفره عقد

وسایل لازم سفره عقد,وسایل سفره عقد,تزیین تخم مرغ سفره عقد

تزیینات وسایل سفره عقد

وسایل سفره عقد سنتی,وسایل سفره عقد,میوه آرایی سفره عقد

تزیین میوه های سفره عقد

تزیین قرآن سفره عقد,وسایل سفره عقد,وسایل لازم سفره عقد

 وسایل لازم سفره عقد

تزیین وسایل سفره عقد با تور,آموزش تزیین وسایل سفره عقد,وسایل سفره عقد

تزیین نان و سبزی سفره عقد

وسایل سفره عقد,آموزش تزیین وسایل سفره عقد,چیدمان وسایل سفره عقد

وسایل سفره عقد سنتی

آموزش تزیین وسایل سفره عقد,تزیین نبات سفره عقد,وسایل سفره عقد

تزیین وسایل سفره عقد ساده

وسایل سفره عقد ساده,تزیین قند سفره عقد,وسایل سفره عقد

تزیین وسایل سفره عقد با تور

بیشتر بخوانید:

تزیین وسایل سفره عقد

سفره عقد

تزیینات سفره عقد

تزیین سفره های عقد جدید

سری دوم تزیین سفره عقد

سری اول تزیین سفره عقد

جدیدترین تزیین سفره عقد 2016

جدیدترین مدل سفره عقد سال 95

 بیتوته


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 218 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

مهترین راه برای تغییر احساس و در نتیجه رفتار کسی تغییر افکار اوست

 تغییر افکار افراد

به نظر می‌رسد افراد مختلف در یک موقعیت مشابه، به طرز متفاوتی رفتار کرده، احساس متفاوتی داشته و افکار آن ها متفاوت است. آیا می‌توان گفت که علّت رفتار هر فردی نوع احساس اوست؟ پس برای تغییر افکار افراد، باید احساس آنها را نیز تغییر دهیم.

از سوی دیگر، مشخص شد که طرز فکر افراد نیز تعیین‌کنندة احساس آنهاست. پس بهترین راه برای تغییر احساس (و در نتیجه رفتار) کسی، تغییر افکار اوست. ولی این‌جا یک سؤال مطرح می‌شود:

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

گام اول : افکار منفی خودآیند را شناسایی کنید
نخستین گام در تغییر افکار، شناختن آنهاست. اینجا اصطلاح افکار منفی خودآیند به‌کار می‌رود. این افکار منفیهستند، چون احساس بدی در فرد ایجاد می‌کنند و خودآیند می‌باشند چون بدون این‌که بخواهیم به سراغ‌مان می‌آیند.

گام دوم : خطاهای شناختی خود را بررسی کنید
به این جمله‌ها توجه کنید: “حالا آنها فکر می‌کنند که من آدم پرمدّعایی هستم”؛ “حتماً از من بدشان آمده”؛ “از دست من رنجیده است”؛ “سر و وضع من به نظرش خنده‌دار است”؛ “حتماً عصبانی است”؛ “دلش نمی‌خواهد کسی متوجه شود”.

آیا شما تا به حال از این جملات استفاده نکرده‌اید؟ به نظر می‌رسد در تمام این موارد داریم ذهن دیگران را می‌خوانیم یا سعی می‌کنیم افکار، احساسات یا عقاید دیگران را حدس بزنیم و از سویی به حدس خود اعتقاد کامل داریم.

ولی آیا ما واقعاً توانایی خواندن یا تغییر افکار دیگران را داریم؟ مسلماً پاسخ منفی است. یا در مثال زیر: “همه زندگی‌ام پر از شکست است”؛ “هیچ‌وقت نتوانسته‌ام کاری را درست انجام دهم”؛ “اصلا نمی توانم” ” من همسر خوبی نیستم”؛ “اصلاً بلد نیستم”.

آیا تمام مواردی که گفته شده، کاملاً درست است؟ مثلاً آیا این فرد واقعاً نتوانسته حتّی یک کار را درست انجام دهد؟ مسلماً این‌طور نیست و در مثال‌های گفته شده حتماً مواردی از موفقیت، درست انجام دادن کارها یا بلد بودن وجود دارد. به‌نظر می‌رسد در این موارد به نکات مثبت توجهی نشده است شاید بهتر باشد این فرد تغییر افکار دهد.

اما چرا گاهی این‌طور فکر می‌کنیم؟ آیا این افکار منفی نیست؟ گاهی تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذهن ما تحریف می‌شود. این تحریف‌ها که “خطاها یا تحریف‌های شناختی” نامیده می‌شوند، به اَشکال گوناگونی ظاهر می‌شوند. مثال‌های بالا دو نمونه از این خطاها هستند.

اولین مورد، “ذهن‌خوانی” و دومی “بی‌توجهی به امر مثبت” نامیده می‌شوند. در ذهن‌خوانی، فرد تلاش می‌کند افکار، احساسات و تمایلات دیگران را حدس بزند یا باعث تغییر افکار آنان شود. بی‌توجهی به امر مثبت نشان می‌دهد که فقط موارد منفی در نظر گرفته شده و فرد توجهی به موارد مثبت نمی‌کند.

یکی دیگر از خطاهای شناختی “تغییر افکار” است. این خطای شناختی گویای این است که اگر فرد به کامل‌ترین و بالاترین سطح موردنظر خود نرسد، گویی هیچ مؤفقیتی به دست نیاورده است.

برای مثال، دانشجویی برای یک امتحان تلاش زیادی کرده و نمره‌اش نسبت به امتحان قبلی خیلی بیشتر می‌شود، ولی به حدّ ایده‌ال خود نمی‌رسد. وی فکر می‌کند: “تلاش‌هایم هیچ فایده‌ای نداشته و هیچ چیز نسبت به سابق تغییری نکرده است ایا این افکار منفی نیست؟

حال اگر این دانشجو فکر کند که “من آدم شکست‌خورده‌ای هستم و تمام تلاش‌ها و تمام زندگی‌ام بی‌حاصل بوده!” می‌توان از خطای شناختی دیگری به نام “تعمیم مبالغه‌آمیز” نام برد.

“فیلتر ذهنی” باعث می‌شود که فرد بخشی از واقعیت‌ها را ندیده و فقط به واقعیت‌های محدودی توجه کند.

برای مثال، وقتی کسی می‌گوید “هیچ‌کس مرا دوست ندارد، “من آدم بی‌مصرفی هستم و به دردی نمی‌خورم” یا “هر وقت با کسی دوست شده‌ام، نتوانسته‌ام دوستی‌ام را حفظ کنم” درواقع نمی تواند هیچ موردی را که خلاف این افکار منفی را نشان دهد به یاد بیاورد.

مثلاً این که مادرش به او خیلی علاقه دارد یا دوستانی دارد که با او تماس می‌گیرند، یا این‌که او تنها کسی است که جزوه‌هایش در کلاس دست به دست می‌گردد.

گاهی‌اوقات افکار ما بیشتر در مورد آینده است. ولی آن‌چه را که برای آینده پیش‌بینی می‌کنیم، بیشتر منفی است. مثلاً “حتماً امتحانم را خراب خواهم کرد”، “مطمئنم که به حرفم گوش نخواهد کرد”، “بلیط پیدا نخواهم کرد” تغییر افکار در این نوع افراد واجب است.

به نظر نمی‌رسد چنین پیش‌بینی‌هایی در مورد آینده کاملاً درست باشند، به‌خصوص اگر تا این حد یک‌طرفه باشند. این خطای شناختی “پیش‌گویی” نامیده می‌شود.

گاهی‌اوقات افکار ما اغراق‌آمیز هستند و به‌نظر می‌رسد که موضوع را خیلی بزرگ می‌کنیم. از این خطا با نام “درشت‌نمایی” یاد می‌شود. مثلاً “آبرویم رفت”، “افتضاح شد”، “تمام زندگی‌ام خراب شد”.

“استدلال احساسی” زمانی است که ما بدون دلیل کافی و صرفاً به علّت احساسی که داریم قضاوت می‌کنیم و ممکن است تغییر افکار دهیم. مثلاً فردی که اضطراب دارد می‌گوید: “نگران هستم، پس حتماً قرار است اتفاق بدی بیافتد”.

برخی افراد بایدها و نبایدهای زیادی را برای خود و دیگران به‌کار می‌برند. هرچند وجود این بایدها و نبایدها تا حدّی انگیزه ایجاد می‌کند و باعث تغییر افکار می شود، ولی نمی‌تواند چیزی را تضمین کند. مثلاً گفتن این‌که “باید نمرة خوبی بگیرم”، یا “نباید این حرف را می‌زد” نمی‌تواند تضمین‌کننده این باشد که آن فرد واقعاً نمره خوبی بگیرد.

بلکه تنها اثری که ایجاد می‌کند این است که اگر فرد نمرة خوبی نگیرد، خود را سرزنش کند یا به علّت حرفی که دیگری زده شدیداً عصبانی باشد. این خطا، “بایدها” نام دارد.

افراد غمگین تمایل زیادی دارند که نام‌ها و القابی را به خود دهند که این یکی از افکار منفی است. آن‌ها خود را تنبل، بی‌عرضه، خنگ و نظایر آن می‌نامند. ما بسیاری اوقات حتّی دیگران را نیز به همین نام‌ها و خصوصیات ملقب می‌کنیم یا حادثه‌ای را بدبختی می‌نامیم. این خطای شناختی “برچسب‌زدن” نام دارد.

بسیاری از افراد خود را مسئول وقایع و حوادث منفی می‌دانند. آنها هر رویداد منفی را به خود نسبت داده و به خاطر آن خود را سرزنش می‌کنند که این افراد نیاز به تغییر افکار دارند. مثلاً ممکن است خود را مسئول شکست دوستشان در امتحان بدانند، چون معتقدند باید به اتفاق او درس می‌خواندند تا او هم یاد بگیرد.

یا اگر رابطه‌شان با دوستی به هم خورده تمام تقصیرها را خود به‌عهده می‌گیرند. این خطا را “شخصی‌سازی” می‌نامند.
شناخت خطاهای شناختی موجود در تغییر افکار کمک زیادی در تغییر آنها می‌کند.

گام سوم : دلایل و شواهد تغییر افکار را بررسی کنید
علاوه بر بررسی تغییر افکار خطاهای شناختی، راه‌های دیگری نیز برای مقابله با افکار منفی وجود دارد. مثلاً می‌توانید دلایل و شواهدی را که بر له و علیه فکر شما وجود دارد بررسی کنید و آنها را از خود بپرسید.

گام چهارم : سحر و جادو را مشاهد می کنید
اگر شما سه وظیفه اول ار انجام دهید سحر و جادو اتفاق خواهد افتاد. اگر اعتقاد داشته باشید که می توانید سه مرحله اول ار انجام دهید ، جادوی تغییر افکار را مشاهده می کنید.
به زودی افکار منفی در مورد همه چیز از ذهن شما پاک می شود.

علاوه بر این سه گام روش‌های دیگری نیز برای کمک به تغییر افکار وجود دارد. با توجه به این‌که سایر روش‌ها تخصصی‌تر بوده و احتیاج بیشتری به کار با یک متخصص دارد از ذکر آنها در این متن خودداری می‌شود.

علاوه بر موارد تغییر افکار که گفته شد، توصیه‌هایی نیز وجود دارد که رعایت آن‌ها به افراد کمک می‌کند بر حالت غمگینی خود مسلط شده و روحیة بهتری پیدا کنند.در این قسمت برخی از این توصیه‌ها را خواهید دید.

مقابله با افکار منفی,جادوی تغییر فکر,احساس و افکار

برای تغییر افکار افراد، باید احساس آنها را نیز تغییر دهیم

توصیه‌هایی که به شما کمک می‌کند حالتان بهتر شود:
_ سعی کنید هر روز سر ساعت خاصی از خواب بیدار شوید. حتّی اگر دلتان نخواهد، به محض بیدار شدن، از رختخواب بیرون بیایید.

_ وقتی حوصله ندارید شاید خوشتان نیاید با دیگران صحبت کنید، ولی بهتر است بدانید در چنین شرایطی حرف زدن با دیگران می‌‌تواند به تغییر افکار شما کمک کند. با کسی که دوست دارید و در مورد موضوعی که دوست دارید، صحبت کنید.

_ وقتی دلتان گرفته سعی کنید در زندگی و افکار خود تغییرات کوچکی ایجاد کنید. چیدمان اتاقتان را تغییر دهید، لباس‌های خود را عوض کنید، موهایتان را کوتاه کنید، اگر دارید به جایی می‌‌روید، از مسیر دیگری بروید.

_ به یک دوست یا فرد مورد علاقه تلفن کنید. به دیدن یکی از آشنایان قدیمی بروید.
_ سعی کنید حالت چهره خود را تغییر دهید. پژوهش‌گران نشان داده‌اند که حالت صورت شما می‌‌تواند باعث تغییر افکار شما شود. پس لبخند بزنید و اگر بی‌اختیار اخم کرده‌اید، سعی کنید اخم‌هایتان را باز کنید.

_ زمانی که حالتان خوب است، فهرستی از آن‌چه که شما را خوشحال می‌‌کند تهیه کنید. همچنین فهرست دیگری از افرادی که دیدن و حرف زدن با آن‌ها برایتان لذّت‌بخش است، درست کنید. در هنگام ناراحتی به این فهرست‌ها مراجعه کرده و مواردی را که می‌‌توانید انجام دهید تا افکار منفی از شما دور شود.

_ سعی کنید علّت افسردگی خود را پیدا کرده و به خود یادآوری کنید که با از بین رفتن این علّت حال شما نیز بهتر خواهد شد.

_ فهرستی از خصوصیات مثبت و توانایی‌های خود و فهرست دیگری از مؤفقیت‌های خود تهیه کنید. حتّی موارد کوچک را نیز در این فهرست بنویسید. می‌‌توانید از نزدیکان خود در این مورد کمک بگیرید. هر وقت احساس بی‌ارزشی و ناراحتی می‌‌کنید، این فهرست را مرور کنید نا تغییر افکار در شما رخ دهد.

_ هر بار کاری را خوب انجام می‌‌دهید یا هر وقت که حالتان خیلی خوب است، احساس و افکار خود را یادداشت کنید. مرور این نوشته‌ها در زمان‌هایی که احساس خوبی ندارید، به شما نشان می‌‌دهد که این حال بد شما پایدار نبوده و مدتی بعد احساس بهتری خواهید داشت.

_ سرگرمی‌هایی برای خود پیدا کنید. منظور از سرگرمی، کارهایی است که صرفاً برای لذّت بردن انجام می‌‌دهید.

_ از نرمش و ورزش غفلت نکنید. هر کاری که شامل فعالیت و تحرّک جسمانی باشد، حالتان را بهتر خواهد کرد. اگر هنگام پیاده‌روی افکار منفی به شما هجوم می‌‌آورد، به ورزش دیگری بپردازید. نرمش و ورزش‌های موسوم به ایروبیک (ورزش‌های هوازی) و شنا بسیار مفید می‌‌باشند.

_ در کارهای داوطلبانه و خیریه شرکت کنید.
_ اعتقادات مذهبی خود را تقویت کرده و به خدا توکل کنید.
_ بپذیرید که هر فرد توانایی‌ها و خصوصیات متفاوتی دارد. روی خصوصیات خاص خود تأکید کنید.

_ اهداف واقع‌بینانه‌ای داشته باشید. اهداف سخت و مشکل برای خود تعیین نکنید و مسئولیت بیش از حدّی را به دوش نگیرید. از خود انتظار زیادی نداشته باشید. هر روز یک هدف کوچک برای خود تعیین کنید و سعی کنید به آن برسید.

به یاد داشته باشید که افسردگی انرژی و انگیزة ما را کاهش می‌‌دهد و باعث ایجاد افکار منفی می شود. انجام حتّی یک کار کوچک در روز به شما کمک می‌کند احساس بهتری راجع به خود داشته باشید.

_ برای هر روز خود کارهای لذّت‌بخشی، هر چند کوچک، تعیین کنید.
_ به خود اجازه دهید که احساساتتان را عملی کنید، ولی به‌شیوه‌ای مناسب. اگر احتیاج به گریه دارید، گریه کنید.اگر عصبانی هستید، راه مناسبی برای ابراز خشم خود پیدا کنید.

_ دقت کنید دورة غمگینی شما با چه علایمی شروع می‌‌شود (خواب زیاد، از کوره در رفتن، و…). وجود این علایم را به‌عنوان یک هشدار در نظر گرفته و کمک به خود را شروع کنید که یکی از مهم ترین راه های کمک به خود تغییر افکار است.

_ خودگویی‌های منفی نداشته و افکار منفی به خود راه ندهید. به جای نتیجه‌گیری سریع، سعی کنید بر آن‌چه که می‌‌دانید درست، واقعی و قابل مشاهده است، تأکید کنید. فقط روی منفی‌ها تأکید نکنید.

به یاد داشته باشید که ممکن است تمام این موارد برای شما مفید نباشد. بهتر است آنها را امتحان کرده و مواردی را که برای شما مؤثرتر است پیدا کنید تا تغییر افکار را حس کنید و نتیجه آن را ببینید.

 

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع : ravvan.com


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 175 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

اگر عادت دارید دائم بر روی کمبودها و نقاط ضعف خود تاکید کنید، این عادت را کنار بگذارید و به جنبه های مثبت خود (که بسیار زیاد هم هست) فکر کنید.

هنگامی که بیش از حد از خود انتقاد می کنید، درباره یک نکته یا حرکت یا رفتار مثبتی هم که داشته اید فکر و برای خود بازگو کنید. هر روز چند کار یا رفتاری که انجام داده اید و موجب رضایت و شادی تان شده است را بر روی کاغذ بنویسید.

هدف تان انجام کار باشد نه انجام کامل و بی نقص آن؛ همچنین گاهی بعضی از افراد به حد کمال رسیدن را مانعی برای زندگی خود می کنند و در نتیجه تا به آن حد مطلوب نرسند کاری انجام نمی دهند و در واقع زندگی خود را متوقف می کنند در صورتی که باید نقاط مثبت را دید و کار را انجام داد و از آن لذت برد.

اشتباهات را فرصتی برای یادگیری در نظر بگیرید؛ همیشه به خود بگویید که هرکسی ممکن است اشتباه کند و از اشتباه کردن نهراسید، اشتباه بخشی از یادگیری است.

کارها و تجربیات جدید را امتحان کنید؛ انجام کارها و فعالیتهای متفاوت در شناخت استعدادها و توانایی های تان کمک بزرگی به شما می کند همچنین در نتیجه کسب مهارت های جدید احساس غرور و رضایت به شما دست می دهد.

آنچه را که می توانید، تغییر دهید و آنچه را که نمی توانید، مشخص کنید؛ درباره عادات و خصلت های خود فکر کنید. اگر دریافتید که برخی از آنها شما را ناراحت می کند، برای تغییر آن اقدام کنید، اما اگر چیزی است که نمی توان آن را تغییر داد (مانند قد) سعی کنید از آنچه که هستید لذت ببرید و سازگاری کنید.

اهدافتان را مشخص کنید؛ فکر کنید چه کاری دوست دارید انجام دهید و سپس برای انجام آن برنامه ریزی کنید و طبق برنامه جلو بروید.

از نظرات و عقاید خود احساس رضایت کنید؛ از بیان افکار خود ابایی نداشته باشید.

به دیگران کمک کنید؛ با این کار احساس می کنید مفید هستید که خود در اعتماد به نفس نقش مهمی دارد.

ورزش کنید؛ با ورزش از استرس رهایی می یابید و سالم تر و شادتر خواهید بود.

تفریح کنید؛ از وقت خود لذت ببرید، با دوستانتان معاشرت کنید و زندگی خود را با افکار منفی متوقف نکنید.

افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند به راحتی با دیگران دوست می شوند، شادترند و روابط بهتری با همکاران، همسالان و … دارند و با آرامش و راحتی با اشتباهاتشان کنار می آیند. هیچ وقت برای به دست آوردن اعتماد به نفس سالم و مثبت دیر نیست. اعتماد به نفس از جمله مهارت های زندگی است.

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

 منبع:خبرگزاری ایسنا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 216 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

هر شخصی سیستم شناختی (افکار، نگرش ها و باورها) خاص خود را دارد اما این سیستم ممکن است منفی، غیرمنطقی یا نامعقول و به عبارتی ناکار آمد یا به دردنخور باشد…

وقتی شناخت چنین وضعیتی داشته باشد، روی رفتار تاثیر منفی می گذارد و کیفیت زندگی را کاهش می دهد. اگر شما فکر کنید اطرافیانتان باید همیشه مطابق میلتان رفتار کنند، دچار سرخوردگی و رنجش می شوید. اگر ذهنیت تان این باشد که شکست خورده هستید، دچار افسردگی می شوید. چنانچه قصد دارید کیفیت زندگی خود را بهبود بخشید، بهتر است با کمک گرفتن از روان شناس، شناخت های ناسالم و به دردنخور را شناسایی کنید و آنها را کنار بگذارید.

شکل گیری شناخت در انسان ها به ۴ عامل بستگی دارد:

۱) محیط دوران رشد: محیطی که در آن بزرگ شده ایم به ویژه شرایط خانواده ای که از دوران کودکی در آن قرار داشته ایم، تا حد زیادی در عقاید ما نسبت به خودمان، دیگران و دنیا تاثیر می گذارد، مثلا سطح پایین اقتصادی اجتماعی یک خانواده، ممکن است در فرزندان و حتی در نسل های بعدی این تصور را به وجود آورد که تنها شکل زندگی همین است و روش بهتری وجود ندارد.

۲) حوادث دوران رشد: در بسیاری از موارد، شناخت ما از زندگی به رویدادهایی بستگی دارد که در زندگی با آنها مواجه بوده ایم. یکی از مراجعان من خانم ۵۰ ساله ای بود که در اولین جلسه مراجعه و پیش از طرح مشکلاتش، گفت: «دنیا بی رحم است، زندگی همیشه به انسان ظلم می کند و حتی به نزدیکان خود نباید اعتماد کرد!» وقتی تاریخچه زندگی این خانم را بررسی کردم، متوجه شدم بارها مادرش در دوران کودکی او را سرزنش و تحقیر کرده و تنبیه بدنی شده است، در ۷ سالگی مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته و در سال سوم دبستان، انگشت دستش در اثر تنبیه معلم (گذاشتن خط کش بین انگشتان) شکسته است. او می گفت شوهر معتادش طلا و جواهراتش را بدون اجازه او و پنهانی برای تهیه مواد مخدر فروخته است.

۳) آگاهی و دانش: معلومات و دانستنی های ما در ایجاد عقایدمان سهم زیادی دارند، وقتی چیز زیادی درباره دنیای کار و تجارت نمی دانیم، احتمال بیشتری وجود دارد که معتقد باشیم در بازاریابی یا فروش ناتوان هستیم.

۴) مسایل ژنتیکی و توارث: برخی دانشمندان روان شناس مانند آلبرت الیس، معتقدند نگرش های ما ژنتیکی هستند و تا حدود زیادی با ژن ها و از والدینمان به ما به ارث می رسند.

● با افکار منفی چه کنیم؟

هر فکری که در ما باعث احساسات ناخوشایند و ناراحت کننده شود، یک نوع فکر منفی است. به اعتقاد دانشمند بزرگ شناخت درمانی، «پروفسور بک»، این افکار که غیرارادی هستند، به نظر ما توجیه پذیر به نظر می رسند، مثلا ممکن است وقتی غمگین هستیم، فکر کنیم هیچ کاری نمی توانیم انجام دهیم. ما برای توجیه این فکر، دلایلی می آوریم؛ «چون بی انرژی هستم، نمی توانم سرکارم حاضر شوم، بنابراین وظایفم را انجام نمی دهم.» «حوصله سرزدن به مادر سالخورده ام را هم ندارم، حتی قادر به شستن اتومبیلم هم نیستم!» هرچند ممکن است به نظر برسد این دلایل، اینکه کاری انجام نمی دهیم، توجیه می کنند ولی برای ما کافی نیستند. در واقع اگر کمی منصفانه با این قضیه برخورد کنیم، متوجه می شویم حتی در چنین شرایطی هنوز کارهای زیادی وجود دارند که هرچه کوچک باشند، کار و فعالیت محسوب می شوند مانند دوش گرفتن، اصلاح صورت، رانندگی، روزنامه خواندن و… «بک» معتقد است افکار منفی علل اصلی ایجاد مشکلات روان شناختی افسردگی یا اضطراب در بیماران است. از نظر او این افکار هنگام رویارویی با حوادث زندگی فعال می شوند؛ مثلا وقتی در جمع قرار می گیریم، ممکن است فکر کنیم هیچ جذابیتی برای افراد آن جمع نداریم و به این ترتیب روحیه ما افسرده می شود. هرچه تعداد یا شدت افکار منفی بیشتر باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که فرد به ناراحتی های شدیدتر روانی مبتلا شود.

● چگونه افکار منفی را تشخیص دهیم؟

افکار منفی پس از یک رویداد، بلافاصله و به سرعت به ذهن می آیند، مثلا بلافاصله پس از اینکه دوستمان لبخند می زند، فکر می کنیم ما را مسخره کرده است. چون فرصتی برای ارزیابی درستی یا نادرستی این افکار اختصاص نمی دهیم. افکار منفی کوتاه هستند، مثلا فقط در یک جمله به ذهن می آیند؛ مثلا «چقدر من بی ارزشم». افکار منفی به شیوه ای واکنشی بروز می کنند؛ یعنی یک فکر منفی، در واقع واکنش منفی ما به رویدادهای زندگی است. شخص نمی تواند این افکار را از ذهن خود جدا کند یا کنار بگذارد. این افکار به نظر خود شخص معقول به نظر می رسند. افراد دارای مشکلات روانی مشابه، افکار غیرارادی یکسانی دارند. به عنوان مثال افکار منفی تمام افراد افسرده شبیه به هم است و بیماران مضطرب نیز افکار منفی به خصوصی دارند. افکار منفی باعث تحریف واقعیت می شوند چون لزوما نشان دهنده واقعیت نیستند.

 

خطاهای شناختی را می توان به ۵ گروه زیر تقسیم کرد:

۱) نتیجه گیری دل بخواهی: در این نوع خطای شناختی، ما بدون شواهد کافی یا به طور کلی بدون هیچ شواهدی، نتیجه گیری و قضاوت می کنیم، مثلا چون دوستمان با ما تماس تلفنی برقرار نمی کند، نتیجه می گیریم به ما علاقه ای ندارد یا شخصی که ما را به میهمانی اش دعوت کرده است، برای ما ارزشی قائل نیست، فقط به این دلیل که در میهمانی اش برای ما تدارک دسر ندیده است.

۲) نتیجه گیری انتخابی: در این خطا نیز یک نتیجه فقط براساس یکی از چند گزینه یک موقعیت به دست می آید؛ مثلا کارگری که در کارگاه تولید لامپ کار می کند، هنگامی که تعدادی از لامپ ها در عمل خراب باشند یا خوب کار نکنند، احساس بی کفایتی می کند، حتی اگر فقط یکی از چند نفری باشد که در تولید آن سهیم بوده است.

۳) تعمیم های افراطی: در خطای شناختی «تعمیم افراطی»، شخص برپایه یک نشانه از رویدادی خاص، نتیجه گیری کلی و فراگیر می کند؛ برای مثال، ممکن است دانشجویی در یک کلاس به خصوص یا در روزی خاص، آمادگی ذهنی برای یادگیری نداشته باشد ولی آن را نشانه ای از کودنی و کم هوشی خود در نظر بگیرد و بر پایه آن نتیجه گیری کند در امتحان پایان ترم شکست می خورد.

۴) بزرگ نمایی و کوچک نمایی: در این خطای شناختی، رویدادهای ناگواری که ممکن است ناچیز و کم اهمیت باشند، بزرگ نمایی و در جهت مقابل آن نیز رویدادهای خوب و بزرگ، کوچک نمایی می شوند؛ مثلا کارمندی ممکن است انتقاد یا سرزنش رییسش را برای دیر آمدن خود یک فاجعه بداند ولی افزایش حقوق و تشویق ها را، جزئی و بی ارزش قلمداد کند.

۵) شخصی سازی: خطای شناختی شخصی سازی، عبارت است از اینکه فرد به اشتباه، خود را مسوول رویدادهای ناگوار در جهان بداند؛ مثلا همسایه ای روی زمین یخ زده ای سرمی خورد و می افتد و همسایه افسرده او مدام خود را سرزنش می کند که چرا او را در مورد زمین یخ زده مطلع نکرده یا چرا او پافشاری نکرده است که جلوی درخانه اش را پارو کند. مثال دیگر، مادری است که فکر می کند علت تمرکز نداشتن فرزندش آن است که در دوران بارداری خود از مواد غذایی فسفردار استفاده نکرده است!

● باورهای نادرست و غیرمنطقی

برخی از پیشگامان رویکرد شناختی در روان درمانی مانند آلبرت الیس، مهم ترین باورهای نامعقول را به شکل زیر فهرست بندی کرده اند:

▪ من باید عشق و احترام و تایید همه آدم های مهم زندگی ام را جلب کنم و جلوی هر گونه تاییدنشدن را بگیرم (این باور غیرمنطقی است چون غیرممکن است شخصی بتواند مورد عشق، احترام یا تایید همه انسان ها قرار گیرد).

▪ برای آنکه ارزشمند باشم، باید به خواسته هایم برسم، در تمام کارها موفق شوم و اصلا اشتباه نکنم (این باور نیز نادرست است چون دنیای ما محدودیت هایی دارد که گاهی ما را در رسیدن به خواسته هایمان ناتوان می کند.)

▪ مردم همیشه باید درست عمل کنند و وقتی رفتار زیانبار، غیرعادلانه یا خودخواهانه ای مرتکب می شوند، باید سرزنش یا تنبیه شوند؛ (درست است که خوب است مردم درست، مفید و عادلانه رفتار کنند ولی هیچ دلیلی وجود ندارد که همیشه چنین رفتارهایی داشته باشند و حتی اگر هم بخواهند چنین کنند، نمی توانند همیشه چنین رفتارهایی داشته باشند).

▪ امور باید طبق میل من پیش بروند، در غیر این صورت زندگی غیرقابل تحمل می شود (برای هیچ شخصی این امکان وجود ندارد).

▪ احساس بدبختی من به چیزهایی برمی گردد که کنترلی بر آنها ندارم و برای رفع آنها کاری از دستم بر نمی آید.

▪ اگر نگران وقایع خطرناک، ناخوشایند یا ترسناک نباشم، این وقایع اتفاق خواهند افتاد.

▪ من باید به آدمی قوی تر از خودم متکی باشم.

▪ ریشه اصلی مشکلات من، اتفاق هایی هستند که در گذشته ام رخ داده اند و همچنان بر افکار، احساسات و رفتارهایم تاثیر می گذارند.

▪ وقتی دیگران مشکل دارند و احساس بدبختی می کنند، من نیز حتما باید ناراحت شوم.

▪ در هیچ شرایطی نباید ناراحت باشم و درد بکشم. من تحمل درد و ناراحتی را ندارم و باید هرطور شده از آنها اجتناب کنم.

▪ هر مساله ای باید یک راه حل نهایی داشته باشد.

▪ نمی توانم هیچ چیز را بپذیرم، چون راه حل نداشتن، غیرقابل تحمل است.

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع: salamat.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 206 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

یکی از مشکلاتی که بسیاری از ما با آن دست به گریبان هستیم افکار منفی است

یکی از مشکلاتی که بسیاری از ما با آن دست به گریبان هستیم افکار منفی است که گاهی کنترل آنها برای ما سخت می شود! اما چه باید کرد؟!

حتی اگر کاملا مثبت‌اندیش باشید که بتوانید در زندگی نیمه پر لیوان را هم ببینید، قطعا گاهی افکار منفی گذشته به شما هجوم می‌آورند. به همین دلیل هنگامی‌ که حس شکست به ذهن شما خطور کند، مغز به حالت آماده‌باش در‌می‌آید. چگونه بر این نگرانی‌ها غلبه کنیم:

۱. هجوم افکاری مبنی بر وقوع فاجعه از هر سو
قصد دارید مهمانی غافلگیرانه برای دوستتان ترتیب دهید. بدین منظور همه چیز را تدارک می‌بینید، اما افکار منفی رهایتان نمی‌کند. اگر کسی بند را آب دهد، چه می‌شود؟ اگر کسی را اشتباهی دعوت کنید، چه خواهد شد؟ اگر نوارهای کاغذی آتش بگیرند چه می‌شود؟

به قول متخصصان: فاجعه
علائم بارز: مغز شما همواره برای وقوع فاجعه آماده است. احتمالات واقع‌بینانه را از سر بیرون می‌کنید و بر روی بدترین پیامدهای ممکن متمرکز می‌کنید.

هم اکنون مبارزه را آغاز کنید: باربارا فردریکسون مدیر مرکز Positive and Psychophysiology می‌گوید، به خودتان متذکر شوید که این نگرش‌های منفی فقط و فقط روش‌های محافظتی مغز در برابر هر گونه مشکل احتمالی پیش روی است. سپس به خودتان بگوئید مغز من، متشکرم که سعی داری از من محافظت کنی، اما اکنون زمان استراحت است و من این نگرانی را از بین خواهم برد. این مورد از نادر مواردیست که، صحبت کردن با یک دوست جواب سوال نیست. فردریکسون اشاره می‌کند: اگر به طور افراطی دچار نگرش‌های منفی یا دلشوره و اضطراب هستد، دوستانتان نمی‌تواند به شما کمک کنند تا از این حس و حال رها شوید.

برای همیشه از ذهنتان خارج‌ کنید: گاهی یک فکر ساده یا یک شعار می‌تواند قوت قلب باشد و افکار عنان گسیخته را مهار کند. هنگامی‌ که نگران جشن تولد فاجعه‌بار و یا آتش‌سوزی خانه هستید، به خودتان بگوئید هر که اتفاقی بیافتد من از عهده‌ی آن بر خواهم آمد و بدین ترتیب به این افکار بی‌اعتنایی کنید.

۲. در همه حال خود را مقصر تصور می‌کنید
با یکی از اعضای جدید کتابخانه آشنا شده‌اید، اما از یکی از دوستان می‌شنوید که او بدون هیچ دلیلی با شما قطع رابطه کرده است. اولین فکری که به ذهنتان خطور می‌کند: احتمالا به خاطر حرفی که گفتم با من قطع رابطه کرده. به اندازه کافی از او استقبال نکردم؟ آیا واقعا من را دوست نداشت؟
به قول متخصصان: شخصی کردن موضوع
علائم بارز: ترجیح می‌دهید بدون توجه به توضیحات دیگران، خود را مسئول تمام اتفاقات منفی اطراف بدانید.

هم اکنون مبارزه را آغاز کنید: واقع‌بینی را در خود پرورش دهید تا افکار غلط محو شوند. بار دیگر که رفتار دیگران را به خود گرفتید این جملات را با خود زمزمه کنید، این فقط نگرش منفی است و من مسئول همه چیز نیستم.

یک تغییر عجیب‌تر: گامی فراتر روید. فردریکسون می‌گوید: کارهایی را انجام دهید که موقعیت جدیدی برایتان فراهم کند. طبق نظریه پژوهشگران دانشگاه Notre Dame، آغاز با موقعیت جدید سیگنال‌هایی را مبنی بر اینکه کار خود را با شرایط قبلی به پایان رسانده‌اید و آماده‌ی تغییر به سمت وضعیت جدید هستید، به مغز مخابره می‌کند.

برای همیشه از ذهنتان بیرون کنید: دکتر روانپزشک ربکا گلادینگ، می‌گوید که بپذیرید ۹۹٪ از مواقع شما قادر به تغییر خلق ‌وخوی دیگران نیستید (ممکن است کتابخانه دوستتان تغییر کرده یا شاید والدین بیماری دارد و یا هزاران مورد دیگر.) همواره این امر را مد نظر داشته باشید که در صورت تردید می‌توان درباره‌ی اتفاقات پیش آمده پرس وجو کرد و یا از دوستان درباره‌ی واقعیت ماجرا سوال نمود.

۳. تصور شما ناشی از احساس شماست و بالطبع زمینه‌ساز اتفاقات پیش آمده
گاهی ماندن در خانه هنگام غروب، لذت‌بخش است اما امشب، بی‌برنامه‌گی موجب شده تا احساس تنهایی نمائید. روی کاناپه لم داده‌اید و با خود می‌گوید، هیچکس به فکر من نیست، من همیشه تنها هستم.
به قول متخصصان: استدلال احساسی
علائم بارز: ذهن شما احساس و واقعیت را با هم در می‌آمیزد. هنگامی‌ که احساس تنهایی بر شما غالب شود، این تصور نیز برایتان پیش می‌آید که کسی به شما اهمیت نمی‌دهد. هنگامی‌ که احساس گناه می‌کنید، تصور می‌کنید اشتباهی از شما سر زده.

هم اکنون مبارزه را آغاز کنید:از احساساتتان فاصله بگیرید، بدین ترتیب می‌توانید آنها را فقط در حد احساسات نگاه دارید. روانشناس راس هریس توصیه می‌کند که برای بیان احساسات خود از یک عبارت گذرا بهره ببرید. تغییری نامحسوس در احساس خود پدید آورید به عنوان مثلال به جای عبارت، من همیشه تنها هستم از عبارت اکنون احساس تنهایی می‌کنم، استفاده کنید. سعی کنید فاصله‌ی بیشتری بین خود و احساستان ایجاد کنید. با کمی مزاح یک قدم فراتر بگذارید و با آهنگ تولدت مبارک، جمله‌ی من تنها هستم را بخوانید. سپس با صدای یکی از شخصیت‌های کارتونی این جمله را بگویید. حتی اگر لبخند نمی‌زنید، فاصله‌ی ‌بیشتری بین خود و افکار منفی بی‌اهمیت ایجاد نمائید.

برای همیشه کنار بگذارید: گرایش به سمت دلایل احساسی را با مدیتیشن و مراقبه از بین ببرید. فردریکسون می‌گوید: مهارت‌ تمرکز که با مدیتیشن شکل می‌گیرد، هوشیاری متمرکز خوانده می‌شود، توانایی تلقیِ افکار به صورت زودگذر و موقتی. بنابراین اگر احساس ناراحتی می‌کنید، بدین معنا نیست که بازنده هستید. اگر حس خشم دارید، می‌توانید بدون مقایسه بیش از حد، این حس را درک کنید. اگر مدیتیشن و مراقبه موجب بی‌قراری شما می‌گردد، به‌جای آن یک دقیقه به لحاظ روحی بر روی احساس کلی بدنتان متمرکز شوید.

نکات منفی،پیش‌بینی‌های منفی

نسبت به افکار منفی بی اعتنا باشید

۴. روی نقطه ضعف خود متمرکز نشوید.
برنجی که برای شام مهمانی اخیر درست کرده بودید، بسیار عالی از آب در آمده بود و همه، حتی پسرعموی پرافاده‌ی شما از آن تعریف می‌کند، اما دسر یک چیزکیک شل و ‌ول و بهم ریخته شده و بیشتر مزه‌ی شوری می‌دهد تا شیرینی. چند روز بعد از مهمانی، شما همچنان به آن فکر کرده و گریه می‌کنید.
به قول متخصصان: اغراق در افکار منفی
علائم بارز: برای دیدن جزئیات، چشمان تیزبینی دارید و تمایل دارید آنقدر آنها را بزرگ جلوه دهید تا نکات مثبت دیده نشوند.

هم اکنون مبارزه را آغاز کنید: در عوض خود را مجبور کنید تا چند نکته خوب دیگر را به یاد آورید. (دسر شل ‌و ول شده اما به خاطر داشته باشید چقدر مهمان‌ها برنج را دوست داشتند). اگر افکار بد برگشتند، تصور کنید، بگویید یا حتی فریاد بزنید ایست! حتی تصور یک علامت بزرگ و قرمز ایست نیز می‌تواند کمک کنده باشد.

برای همیشه کنار بگذارید: اگر این‌گونه افکار درباره موضوعی همیشگی (مثل عکس یا ازدواج) مرتبا به سراغ شما می‌آیند، این کار را انجام دهید: افکار منفی خود را بنویسید و کاغذ را مچاله کنید و دور بیندازید. طبق پژوهشی در دانشگاه Ohio، افرادی که نکات منفی درباره ی بدن خود را می‌نویسند و سپس یادداشت‌ها را دور می‌اندازند در مقایسه با افرادی که یادداشت‌ها را نگه می‌دارند از تصویر مثبت‌تری نسبت به خود برخوردارند. دکتر روانشناس ریچارد پتی می‌گوید، آنها از لحاظ فیزیکی افکار را دور ریخته‌اند، اما انگار از لحاظ روحی نیز موفق به دور انداختن افکار خود شده‌اند.

۵. روند شکست را می‌بینید.
به مدت سه هفته، هدفتان را که پیاده‌روی روزانه روی تردمیل بود، عملی کردید. اما در محل کار با مشکلی مواجه می‌شوید و چهار روز متوالی پیاده‌روی را کنار می‌گذارید. به خود می‌گویید، همیشه در آخر ورزش را کنار می‌گذارم، من آدم تنبلی هستم.
به قول متخصصان: نتیجه‌گیری کلی
علائم بارز: در موقعیت بدی قرار دارید و همین امر منجر به نتیجه‌‌گیری عجولانه می‌گردد.

هم اکنون مبارزه را آغاز کنید: ذهن خود را به سمت دیگری منعطف کنید. هنگامی‌ که کارهای روزمره مثل آماده کردن شام را انجام می‌دهید، مغز خود هدایتگر می‌شود. در این زمان احتمالا ذهن بررسی راه‌هایی که قبلا رفته‌اید، را شروع می‌نماید. اما اگر ذهن خود را به سمت فعالیتی، به عنوان مثال طرز تهیه‌ی غذای جدید، منعطف کنید که نیاز به تمرکز زیادی دارد، افکار منفی فرصت کمتری خواهد داشت تا بر ذهنتان چیره شوند.

برای همیشه کنار بگذارید: دکتر روانشناس گلادینگ می‌گوید: فرض کنید قدیمی‌ترین دوست شما، یا هر شخص دیگری که بهترین‌ها را برای او می‌خواهید، افکاری محکوم به شکست دارد. به او چه می‌گویید؟ درباره‌ی شرایطش چه فکری می‌کنید؟ تحلیل ساختار شناختی این موضوع می‌تواند ترحمی چند برابر را برای خودتان به ارمغان آورد و حتی می‌تواند در دراز مدت شما را از سختگیری بیش از حد درباره‌ی خودتان، مصون بدارد.

۶. مطمئن هستید که هیچ چیز خوب پیش نخواهد رفت.
موقعیت شغلی جدیدی پیدا کرده‌اید و قلبتان به تپش می‌افتد. سپس شروع می‌کنید به نوشتن رزومه، اما دائم با خود می‌گوئید، چرا وقتم را تلف کنم، من هرگز انتخاب نخواهم شد.
به قول متخصصان: پیش‌بینی منفی
علائم بارز: بدون توجه به علائم، نتایج بدی را پیش‌بینی می‌کنید.
فردریکسون می‌گوید: بسیاری از نگرش‌های منفی از سفر روحی ما در زمان نشأت می‌گیرد. پاهایتان را به کف زمین فشار دهید و تمرکزتان را به سمت اطرافتان بکشید، سپس یک چیز مثبت حتی جزئی را در ذهن مجسم کنید.

برای همیشه کنار بگذارید: انعطاف‌پذیری برگ برنده شماست. فردریکسون می‌گوید، افراد انعطاف‌پذیر ترجیح می‌دهند منتظر بمانند و ببینند چه می‌شود، تا اینکه پیش‌بینی‌های منفی داشته باشند. شما می‌توانید با یک عادت پایدار از تجربیات احساسی مثبت، انعطاف‌پذیر شوید. این کار می‌تواند به ‌سادگی ثبت‌نام در کلاس مدیتیشن باشد، یا نوشتن چیزی که از آن سپاسگزارید. از همین امشب شروع کنید. تنها چیزی که باید کنار بگذارید کمی از بدبینی‌های غیرضروریست.

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع:آی بانو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 190 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

یک بررسی جدید نشان می‌دهد شیوه واکنش مثبت یا منفی اطرافیان ما به حوادث استرس‌زا در هنگامی که ما در میانه یک مرحله انتقالی عمده زندگی هستیم، ممکن است به ما هم سرایت کند.

مهمتر اینکه این بررسی نشان داد که به نظر می‌رسد که افزایش خطر افسردگی که با تفکر منفی همراهی دارد، در طول همین دوران بروز کند.

پژوهشگران در این بررسی “آسیب‌پذیری شناختی”- گرایش به این فکر که وقایع منفی بازتاب نقصان‌های خود شخص است یا این نقصان‌ها به وقایع منفی بیشتری منجر خواهد شد- در 103 زوج از دانشجویان سال اول کالج را که هم‌اتاقی بودند، ارزیابی کردند.

بررسی‌های پیشین نشان داده‌اند که افرادی که دارای آسیب‌پذیری شناختی بالایی هستند، در معرض خطر بیشتر افسردگی هستند.

این پژوهشگران می‌گویند: “یافته‌های ما نشان داد که میزان آسیب‌پذیری شناختی افراد مورد بررسی به طور قابل‌ملاحظه‌ای تحت تاثیر میزان آسیب‌پذیری شناختی هم‌اتاقی‌های‌شان است و برعکس.”

همه هم‌اتاقی‌ها در این بررسی به طور اتفاقی انتخاب شده بودند؛ دانشجویان هم‌اتاق‌های‌‌شان را انتخاب نمی‌کنند. تنها سه ماه زندگی با یکدیگر برای سرایت این ویژگی کفایت می‌کرد.

این پژوهشگران همچنین دریافتند که در افرادی که در حین سه ماه اول وارد شدن به کالج افزایش آسیب‌پذیری شناختی را تجربه می‌کنند، در مقایسه به آنهایی که چنین افزایشی را تجربه نمی‌کنند، میزان علائم افسردگی تقریبا دو برابر می‌شود.

این تاثیر به خصوص هنگامی قوی بود که افراد مورد بررسی تحت شرایط استرس شدید قرار داشتند.

به گفته این پژوهشگران پیش از این بررسی تصور می‌شد که آسیب‌پذیری شناختی هنگامی که شخص از مراحل اولیه نوجوانی گذشته باشد، تغییر چندانی نمی‌کند. اما این یافته‌های جدید بیانگر آن است که در حین مراحل انتقالی عمده زندگی- هنگامی که شخص به طور مداوم در معرض یک شرایط اجتماعی جدید قرار می‌گیرد- آسیب‌پذیری شناختی ممکن است تغییر کند.

این پژوهشگران می‌گویند عوامل ژنتیکی، زیست‌شناختی و محیطی همگی نقشی در میزان آسیب‌پذیری شناختی یک فرد ایفا می‌کنند.

به گفته آنها با توجه به منحصر به فرد بودن محیط اجتماعی که دانشجویان سال اول کالج در آن به سر می‌برند، پژوهش‌های بیشتری لازم است که تعیین کند آیا آسیب‌پذیری شناختی در همه افراد در طول زمان تغییر می‌کند یا نه.

این پژوهشگران می‌نویسند: “یافته‌های ما با شمار فزاینده‌ای از بررسی‌ها هماهنگی دارد که نشان داده‌اند بسیاری از خصوصیات روانشناختی و زیست‌شناختی که پیش از این تصور می شد در دوران بزرگسالی تثبیت شده‌اند، همچنان قابل تغییر دادن و انعطاف هستند.”

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع: سلامت نیوز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:01 | بازدید : 185 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

«آنچه که هستیم نتیجه فکر ماست. ذهن همه چیز است. همان چیزی می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم.»

تایید نفس یا رضایت از خود، گفتگوی مثبت با خود است. حرفی درمورد خودمان یا وضعیتمان است که به زبان حال گفته می‌شود، انگار که آن جمله حقیقت دارد.تایید نفس به ما برای تغییر کمک می‌کند.

 

روش های زیر برای شروع این عمل موثر هستند:
1. گفتگوهای منفی با خودتان و اعتقادات منفی‌تان را بشناسید و تشخیص دهید: این را به صورت دستی بنویسید نه به صورت کامپیوتری. متصل کردن جسمتان با عصب‌ها و روانتان بسیار اهمیت دارد. آنچه بدن ما انجام می‌دهد، ذهن ناخودآگاهمان از آن درس می‌گیرد.

یک صفحه کاغذ خط‌ دار را از نصف تا کرده و دوباره تای آن را باز کنید. قسمت پایین کاغذ، لیستی از آن عبارات محدود‌کننده برای خودتان که به آنها فکر می‌کرده‌اید و به خودتان می‌گفته‌اید فراهم کنید.  «من قدرت مالی رفتن به مسافرت را ندارم» یا «کم کردن وزن خیلی سخت است» یا «هیچوقت با کسی که واقعاً به دردم بخورد آشنا نمی‌شوم.»

در این لیست اول روی یک موضوع یا مشکل شخصی تمرکز کنید. هر چیزی که درمورد این موضوع به ذهنتان خطور می‌کند را روی کاغذ بیاورید. فکر نکنید، همان چیزی که آن لحظه به ذهنتان می‌رسد را بنویسید.

بعد چند روز را به دقت به خودتان گوش دهید، به چیزهایی که می‌گویید، چیزهایی که به آن فکر می‌کنید. از یکی از دوستانتان هم بخواهید به شما گوش دهد. هر عبارت و جمله منفی را به لیست تان اضافه کنید.

وقتی فکر کردید که لیست تان کامل شده است، صبر کنید. چیزهای بیشتری هم پیش می‌آید. وقتی لایه بالایی ذهنتان را خالی کردید، لایه بعدی خودش را نشان خواهد داد.

 

 

2. از آن باورها، تاییدیه بسازید: این قسمت اصلاً آسان نیست اما از پس آن برخواهید آمد!
قرار است جمله‌های جدید بنویسید. موقع این کار ممکن است حس مقاومت شدید احساس کنید. ممکن است چیزی که می‌نویسید را باور نداشته باشید. شاید دلسرد شوید. شاید فکر کنید عجیب باشد.

در این قسمت باید روبروی هر عبارت منفی، جمله‌ای بنویسید که آن عبارت را به مثبت تغییر دهد.

 

مثال:
• «من استطاعت هزینه یک مسافرت را ندارم» تبدیل می‌شود به «می‌توانم از پس هزینه یک مسافرت برآیم»
• «وزن کم کردن خیلی سخت است» تبدیل می‌شود به «وزن کم کردن برای من خیلی آسان است»
• «من نمی‌توانم پول پس‌انداز کنم» تبدیل می‌شود به «من خیلی خوب پول پس‌انداز می‌کنم»

این عبارات باید به زمان حال نوشته شوند. از نوشتن کلمه «سعی می‌کنم» خودداری کنید.

برای کنار آمدن با ناباوری خود درمورد نوشتن چیزی که به نظرتان غیرواقعی و غیرممکن می‌آید، می‌توانید چیزهایی مثل این را بنویسید: «من یاد می‌گیرم که…»، «روز به روز در پس انداز کردن پول بهتر می‌شوم» و از این قبیل.

 

 

3. شروع به استفاده از این تاییدیه‌های جدید کنید: کاغذ را جایی بچسبانید که مدام آن را ببینید. مثل بالای سینک ظرفشویی  یا کنار آینه. هر از گاهی آن تاییدیه‌ها را بخوانید اما نیاز به وقت گذاشتن روی آن نیست. فقط برای این است که هرازگاهی به یادتان بیاید می‌خواهید افکارتان را تغییر دهید.

اگر متوجه شدید که مشغول گفتن یا فکر کردن به باورهای (منفی) قدیمی خود هستید، جلو خودتان را بگیرید. آن را به جایگزینی مثبت تبدیل کنید.

از خانواده و دوستانتان بخواهید با نشان دادن توصیفات منفی که از خودتان می‌کنید، به شما کمک کنند. وقتی اینکار را کردند، بلافاصله آن حرف منفی را به مثبت تبدیل کنید و آن جمله جدید را بلند به آنها بگویید. به این ترتیب، ذهنتان را تغییر خواهید داد.

 

 

4. ببینید که «جادو» چطور آرام‌آرام اثر می‌کند:  اگر این سه کار را انجام دهید، مطمئناً جادو اثر خواهد کرد.

خیلی زود نه تنها می‌گویید که خوب از پس حساب و کتاب مالی برمی‌آیید (یا هر موضوع دیگری) بلکه شروع به باور کردن آن می‌کنید .

 

جملات منفی خیلی زود از ذهنتان ناپدید خواهند شد.اگر به آن پایبند باشید، چیزی که حقیقت دارد این است که:
• وقتی آن را می‌نویسید، جادو شروع می‌شود.
• بعد از اینکه آن را می‌نویسید، می‌توانید شروع به خواندن آن کنید.
• وقتی شروع به خواندن آن می‌کنید، می‌توانید شروع به گفتن آن کنید.
• وقتی شروع به گفتن آن می‌کنید، شروع به شنیدن‌ آن می‌کنید.
• وقتی شروع به شنیدن آن می‌کنید، شروع به باور کردن آن می‌کنید.
• وقتی آن را باور کنید، همه چیز شروع به تغییر می‌کند.
• وقتی چیزها تغییر می‌کنند، درک خواهید کرد، و باور خواهید کرد.

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع: کتاب احساس بهتر، بهتر شدن و بهتر ماندن. نوشته آلبرت الیس- سایت مردمان/تبیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:00 | بازدید : 214 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

افرادی که کمتر در طول شب می‌خوابند بیشتر از سایر افراد با افکار منفی در گیر هستند

آیا می دانید کلید شاد بودن در طول روز خوابیدن زود هنگام است؟ روانشناسان اظهار کردند کلید اصلی سرحال بودن در طول روز زود خوابیدن است.

محققان 100 دانش آموز را که در طول روز افکار منفی رو تجربه می‌کنند و شب دیر یا زود به خواب می‌روند را مورد بررسی قرار دادند.

محققان به این نتیجه دست یافتند که افرادی که کمتر در طول شب می‌خوابند و دیرتر به رختخواب می‌روند بیشتر از سایر افراد با افکار منفی و آزاردهنده دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

محققان اظهار کردند اگر از افکار منفی رنج می‌برید می‌توانید با زود خوابیدن به خود کمک کنید.

به گفته این محققان خواب کافی و به‌موقع یک درمان کم‌هزینه و ساده برای افرادی است که از افکار منفی رنج می‌برند و این افکار زندگی آن‌ها را نیز مختل کرده است.

 

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع:سلامت نیوز


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 10:00 | بازدید : 211 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

افکار منفی

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد

بسیاری از ما دائم در حال سر و كله زدن با خودمان هستیم، با افكاری كه گاه و بی‌گاه به سراغمان می‌آید. البته متأسفانه در اغلب موارد این فكرها و گفت‌ و گوهای درونی چندان مثبت نیست و همین مساله موجب می‌شود همه فكرها و گفت‌ و گوهای درونی را بد و استرس‌ زا بدانیم؛ چرا كه معمولا عادت داریم خودمان را به دلیل اتفاقات گذشته محكوم ‌كنیم یا نگران و مضطرب اتفاقات آینده باشیم؛ اتفاقاتی كه هنوز پیش نیامده و مشخص نیست روزی به واقعیت می‌پیوندد یا نه.

موضوع مهم این است كه چنین افكار منفی‌ای می‌تواند امید به آینده را از بین ببرد و فرد را برای طی مسیر زندگی، تنها و ناامید رها كند، اما چون اعمال ما نتیجه افكارمان است، اگر بتوانیم تفكراتمان را تغییر دهیم، حتما قادر خواهیم بود طور دیگری هم عمل كنیم و در نتیجه زندگی متفاوتی خواهیم داشت. پس در این مورد هم باید سعی كنید و با تمرین، افكار منفی را به فكرهایی مثبت و انرژی‌بخش تغییر دهید.

بحث‌های درونی منفی را حذف كنید

اولین قدم، كسب آگاهی است؛ یعنی قبل از هر چیز باید فكرهای منفی را بشناسید و سعی كنید آنها را به افكار مثبت تغییر دهید؛ البته فراموش نكنید این كار ابتدا خیلی سخت است و نباید ناامید شوید؛ ولی وقتی راهش را پیدا كنید، براحتی می‌توانید این كار را پیش ببرید. پس اگر سال‌هاست با افكار منفی زندگی كرده‌اید، انتظار نداشته باشید طی یك شب از شر آنها خلاص شوید، چون این فكرها به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود كه باید با شناخت دقیق، با آنها روبه‌رو شوید؛ مثلا اگر معلم كلاس اول دبستان همیشه شما را دانش‌آموزی بی‌استعداد خطاب كرده باشد، خیلی عجیب نیست اگر هنگام شروع كارهای جدید، دائم به خودتان بگویید «نمی‌توانم»، «این كار برای من خیلی سخت است» و… اگر هم دائم این فكرهای منفی در ذهن شما چرخیده باشد، حتما برای انجام كارها، اعتماد به نفس كافی نداشته‌اید. پس می‌بینید چقدر سخت است در این شرایط باور كنید توانایی شما بیشتر از چیزی است كه خودتان فكر می‌كنید؟!

یكی از معروف‌ترین جملات منفی كه خیلی از ما دائم با خودمان مرور می‌كنیم، این است: «من نمی‌توانم». غافل از این كه وقتی به خودتان می‌گویید « نمی‌توانم » یا « این كار خیلی سخت است » در واقع مقاومتی نسبت به انجام آن كار در خودتان ایجاد می‌كنید كه داشتن چنین مانع ذهنی‌ای می‌تواند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارد. پس هر وقت به خودتان گفتید « من نمی‌توانم » كمی به جمله‌تان فكر كنید و بگویید « چرا نمی‌توانم؟ »

تحقیقات متعدد نشان داده است اكثر نوابغ و دانشمندان كسانی بوده‌اند كه با كار و مطالعه زیاد به این موقعیت رسیده‌اند و همین موضوع ثابت می‌كند اگر می‌خواهید موفق شوید باید دائم به خودتان بگویید كه می‌توانید.

تائیدات مثبت را از یاد نبرید

وقتی به هدف خاصی می‌رسید، معمولا جملات و عبارات مثبت را از افراد مختلف خواهید شنید؛ این عبارت‌ها معمولاً كوتاه، قابل باور و مشخص است. پس بهتر است این جملات را بارها برای خودتان تكرار كنید تا نوع دیگری از افكار درونی برای شما ایجاد شود. گام بعدی این است كه تمام این تائیدات را با صدای بلند و با شور و شوق بگویید؛ حواستان باشد خواندن از روی جملات و كلماتی مثبت بدون هیچ حسی، فایده‌ای ندارد.

به فكرهای مثبت بال و پر دهید

یكی از ویژگی‌های افكار منفی، طولانی بودن و كامل شدن آنهاست؛ فكرهای منفی این قدر در ذهن باقی می‌ماند و دنبال هم می‌چرخد تا یك ماجرای تلخ و منفی بزرگ در ذهن شكل بگیرد، اما از حالا به بعد، سعی كنید به جای چنین كاری، این تمرین را انجام دهید؛ فكرهای شاد و مثبت را مانند یك فیلم طولانی و نشاط ‌انگیز دنبال كنید. برخی از تجسم‌ها بسیار مفید خواهد بود و باید تا می‌توانید داستان را ادامه دهید و بگذارید ساعت‌ها زمان شما را به خودش اختصاص دهد. در ضمن، خیلی بهتر است اگر این داستان را درباره خودتان بسازید و تصور كنید به هدف‌های‌تان رسیده‌اید.

بیشتر بخوانید:

راه حل دور کردن افکار منفی از خود

راهکار طلایی رهایی از افکار منفی

روش نابودسازی افکار منفی

آیا ممکنه افکار منفی واگیردار باشد

چگونه افکار منفی را برای همیشه کنار بگذاریم؟

ای فکرهای منفی، سلام و خداحافظ!

از تفکرات منفی درباره خود بپرهیزید

چگونه می‌توانیم تغییر افکار دهیم؟

منبع : jamejamonline.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 08:37 | بازدید : 188 | نوشته ‌شده به دست salamatiirani | ( نظرات 0 )

بیشتر بخوانید:

اعتماد به نفس کودکان

راهکارهای برای تقویت اعتماد به‌ نفس کودک

 

 والدین می‌تواند همچون پرورش اخلاق و مسوولیت پذیری در کودکان، اعتمادبه‌نفس آنها را نیز پرورش دهند. وقتی کودک احساس ارزشمند بودن داشته باشد، می تواند برای آینده خود اهداف خوبی تعیین یا چیزهای جدیدی را امتحان کند.

اعتمادبه‌نفس از این احساس نشات می گیرد که ایمان داشته باشیم توانایی انجام بسیاری از کارها را داریم و کمک های ما و کارهایی که انجام می دهیم ارزش و اعتبار دارند. برخی ها اعتقاد دارند اعتمادبه‌نفس احساسی زودگذر و ناپایا است؛ گاهی آدم حس خوبی به خود دارد و گاهی این طور نیست. همین مساله باعث می شود تا به همین ترتیب به کودکان خود اعتمادبه‌نفس بیاموزیم. به عنوان پدر یا مادر، این وظیفه شما است که احترام به خویشتن و ارزش قایل شدن برای خود، توانایی های خود و فرهنگ خود را به کودک بیاموزید. در همین راستا، 10 راهکار موثر برایتان نام برده ایم تا با کمک آنها این ماموریت را به خوبی به انجام برسانید.

 

بی قید و شرط به او عشق بورزید
احساس اعتمادبه‌نفس در کودکان زمانی شکوفا می شود و رشد می کند که از والدین خود بشنود: «من تو را دوست دارم و مهم نیست چه کسی هستی و چه کارهایی می کنی». این عبارت حس رضایت و اعتمادبه نفس زیادی به کودک می دهد و تلاش می کند تا نقاط قوت خود را افزایش دهد و بر مهارت هایش بیفزاید.

فرزند خود را در محبت خالصانه غرق کنید. او را با مهربانی در آغوش بگیرید، ببوسید و برای تحسین به شانه هایش بزنید. همیشه عشق خود به فرزندتان را به زبان بیاورید و او را مطمئن کنید همیشه شما او را دوست دارید. وقتی می خواهید رفتار اشتباه کودک را تصحیح کنید، یا برای اشتباهی که کرده او را تنبیه کنید حتما به او یادآوری کنید این رفتار اوست که ناشایست بوده نه خود او.

به طور مثال، به جای این جمله: «تو پسر شیطانی هستی، چرا نمی توانی درست رفتار کنی؟» بگویید: «هل دادن دوستت کار خوبی نیست. ممکن است او آسیب ببیند. لطفا دیگر این کار را انجام نده.»

 

به او توجه کنید
توجه ویژه خود را همیشه به فرزندتان نشان دهید. این باعث می شود تا کودک به طور غیرمستقیم درک کند تا چه اندازه برای او ارزش قایل هستید. این توجه زمان زیادی از شما نمی گیرد. مثلا وقتی در حال چک کردن ایمیل های خود هستید، می توانید چند دقیقه از کار دست بکشید و به حرف های او گوش کنید. یا هنگامی که سوالی از شما می پرسد با دقت به او پاسخ دهید و در آن لحظه کوتاه، کارهای دیگر خود را کنار بگذارید. در چشمان او نگاه کنید تا باور کند واقعا به او توجه دارید و همه حرف هایش را می شنوید. اگر کودک با حرف های زیاد خود شما را از کارهایتان انداخت، بدون اینکه نیاز او را نادیده بگیرید از او بپرسید مثلا نقاشی کشیدن او چقدر طول می کشد زیرا شما باید بروید و شام درست کنید.

 

محدودیت ها را با او بیاموزید
به کودک پیش دبستانی خود باید برخی قوانین و محدودیت ها را بیاموزید. به طور مثال، اگر به او گفته اید باید اسنک و میان‌وعده های خود را در آشپزخانه میل کند، هرگز به او اجازه ندهید با بیسکوئیت یا میوه ای که در دست دارد در اتاق ها رژه برود. هر محدودیتی برای او تعیین می کنید تا انتها به آن پایبند باشید. این رفتار به او می آموزد برخی از قواعد را باید رعایت کرد و همیشه به آنها پایبند بود. خیلی زود هم به آنها عادت می کند و جزوی از وجود او خواهد شد.

 

خطر کردن را به او بیاموزید
این شهامت را در وجود فرزند خود پرورش دهید تا مسایل جدید را امتحان کند. غذاهای جدید امتحان کند، با افراد جدید دوست شود یا سه‌چرخه سواری را امتحان کند. به او بیاموزید بدون خطر کردن در زندگی نمی تواند موفق شود. البته میزان این ریسک ها باید کنترل شده و اصطلاحا سالم باشد.

سپس، به او اجازه دهید برای به نتیجه رساندن تلاش های خود سماجت به خرج دهد. به این معنا که همین که دچار ناامیدی شد فورا به کمک او نشتابید. اگر مثلا نمی توانست اسباب بازی خود را درست کند، سریع نگویید من برایت انجام می دهم. این کار به اعتمادبه‌نفس کودک لطمه می زند.

 

اجازه دهید اشتباه کند
یکی از احتمالات و نتیاج خطر کردن فرزندان، این است که اشتباه کنند. این امر اشکالی ندارد. حتی کودک می آموزد اشتباه کردن نیز جزوی از زندگی است و این به رشد اعتمادبه‌نفس او کمک می کند.  به طور مثال، هنگامی که کودک بشقاب خود را لبه میز می گذارد و بشقاب به زمین می افتد، به او اجازه دهید تا خودش یاد بگیرد دفعه بعد بشقاب را کجا باید بگذارد که به راحتی واژگون نشود. به این ترتیب، او اعتمادبه‌نفس خود را از دست نمی دهد و متوجه می شود گاهی می توان اشتباه کرد.

 

از مقایسه کردن دست بردارید
صحبت هایی همچون: «چرا نمی توانی همچون سارا خوب باشی؟» به فرزند شما این پیغام را القا می کند که او خوب نیست و برای شما ارزش و احترامی ندارد. حتی مقایسه های مثبت همچون: «تو بهترین بازیکن هستی» نیز به روحیه و اعتمادبه‌نفس کودکان لطمه وارد می کند. باید بدون اینکه او را با دیگران مقایسه کنید – یا او را بالا ببرید و از دیگران بهتر نشان دهید یا او را تحقیر کنید – به او حس ارزشمند بودن بدهید. باید بداند کاری که انجام می دهد بدون قیاس با دیگران درست یا نادرست است.

 

ابراز همدردی کردن
اگر کودک قادر نیست کارهایی راانجام دهد که هم‌سن و سال های او انجام می دهند، با او همدردی کنید و این درد را با اشاره به نقاط مثبت او، تسکین دهید. به طور مثال، اگر کودک نمی تواند همچون سارا توپ بگیرد به او بگویید: «سارا خیلی خوب توپ ها را می گیرد و تو هم خیلی خوب نقاشی می کنی». این باعث می شود تا کودک به جای تمرکز روی نقاط منفی خود به توانایی ها و مهارت های خود فکر کند و در نتیجه اعتمادبه‌نفس بیشتری بیابد.

 

به او شهامت بدهید
همه کودکان به توجه، تشویق و حمایت افراد موردعلاقه‌شان، نیاز دارند. به طور مثال: «من به تو ایمان دارم و می دانم موفق می شوی زیرا تلاش های تو را می بینم. به تلاش هایت ادامه بده» شهامت بخشیدن به کودک در خلال انجام کارها باعث می شود تا با توان بیشتری مسوولیت هایش را به انجام برساند. این حتی از تشویق پس از انجام کارهای نیز موثرتر است. به طور مثال، اگر کودک در تلاش برای بستن بند کفش خود است، او را تشویق کنید که می توانید به جا اینکه بگویید من برایتان انجام می دهم.

 

کارهای مثبت او را تحسین کنید
همه انسان ها از بزرگ و کوچک گرفته تا پیر یا کودک از تحسین شدن و مورد تشویق قرار گرفتن لذت می برند. همین باعث می شود تا کارهای مثبت بیشتر انجام دهند و بیشتر مورد تشویق قرار بگیرند. به طور مثال، وقتی پدر خانواده به خانه آمد به او بگویید: «سارا همه وسایل سالاد را خودش شسته است» این باعث می شود تا کودک احساس فوق العاده ای پیدا کند و به دنبال آن، محبت و تشویق پدر را نیز دریافت کند.

یا مثلا به جای  گفتن «آفرین» به او بگویید: «ممنون که با حوصله در کنار من در صف ایستادی». این حرف باعث می شود تا کودک احساس ارزشمند بودن پیدا کند و متوجه شود چه کار درستی انجام داده است.

 

با دقت به حرف هایش گوش دهید
هنگامی که فرزندتان با شما حرف می زند، دست از کارهای خود بکشید و با دقت به حرف هایش گوش کنید. در چشمان او نگاه کنید تا متوجه شود همه کلماتش را می شنوید و حواستان جای دیگری نیست. به این ترتیب متوجه می شود عقاید و حرف های او ارزش دارند. در برابر غم ها و خوشحالی هایش پاسخی داشته باشید که حس همدردی را القا کند. با پذیرش احساسات کودک این مساله را به او القا می کنید که همه حرف های او برای شما ارزشمند است.

 

بیشتر بخوانید:

راهکارهای برای تقویت اعتماد به‌ نفس کودک

چگونه اعتماد به‌ نفس کودک را بیشتر کنیم

تحکیم اعتماد به نفس کودکان

اعتماد به نفس کودک را با این جملات بالا ببرید

روش‌هاي ايجاد اعتماد به نفس در ‌كودكان

نشانه‌های کودکان با اعتماد به نفس بالا و پایین

پرورش اعتماد به نفس درکودک

چگونه اعتماد به نفس فرزندخودرا تقويت كنيم؟

داشتن اعتماد به نفس را به کودکان بیاموزید

آموختن اعتماد به نفس به کودک

 

منبع:bartarinha.ir


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخرین عناوین مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران